تبلیغات
†♔✘ExO StArS✘♔† - ♚رمانــــــ زندگے در خلاء مرگــــــــ♚قســـمتــــــ دوازدهمــــــ 12♚

♚رمانــــــ زندگے در خلاء مرگــــــــ♚قســـمتــــــ دوازدهمــــــ 12♚

یکشنبه 23 آبان 1395 04:30 ق.ظ

نویسنـــ♥ــده : ☜Roshana☞
ارسال شــــ★ـــده در: رمان زندگی در خلا مرگ ,
سهلوووووم علیکم
خوبییییید؟؟
اومدم با قسمت جدید
و بگم چن تا از شخصیت های داستان این قسمت نیستند من معذرت میخوام از بعضی ها این قسمت و اخصاص داده بودم به اون 12 تا برای همین شرمنده قسمت بعد جبران میکنم...
بپرین ادامه دستم شکست تا نوشتمش
و راستی الان ۲۳ آبان ساعت ۴ هست خخخخخ
برین ادامه 
که همگی به سمت ی راهرویی حرکت کردند ی راهرو با چراغ هایی رنگارنگ اما زیبا ی چیزی شبیه کهکشان های خودمون.....میشه به قول کریس گفت.گلکسی.....
چه جالب گلکسی.....یهو گفتم.مطمعن باشین معروف شدین خودم ی لقب واستون میگذارماااا :|
کای.خدایا...خواستی مریض های کره رو شفا بدی اینو توی اولویت قراره بده...
به تو یکی که یا میگم شکلات یا....وایسا بفکرم....چیزی به ذهنم نمیرسه همون مستر چاکلت قشنگ تره:/
آرمی.مستر چاکلت....اسم قشنگیه هاااااااا 
کای.چرا به من میگی شکلات؟؟؟-___-
چون جناب عالی هر سه وعده ی غذایی شما شده شکلات=_=
تا میخواستم ی چیز دیگه بهم رسیدیم به دو تا در ی در آبی روشن و ی فسفری. 
یهو دیدیم چانیول در فسفری رنگ رو باز کرد و همگی با تعجب به روبرومون خیره شدیم ی اتاق خیلییی بزرگ پر از ساز و نوت ها و کامپوتر و ی سری چیز میز برای ساخت آهنگ همگی با تعجب نگاه میکردیم که یهو پیرمرد رو به پسرا  گفت.خب....تک به تک وارد اتاق میشید و هر کدومو که میدونید و میتونید بزنید انتخاب کنید....من باید برم کار دارم و همون موقع به سمت راهروی سمت چپ حرکت کرد
سوهو.اهم....خب بچه ها باید تکلیفمون مشخص بشه همگی برید داخل ولی دست به چیزی نزنید
.....
بعد مدتی همگی وارد اتاق شدند سوهو در و بست و چراغ و روشن کرد تقریبا از همه نوعی ساز اینجا بود.....
یهو بکهیون به سمت پیانویی که ته سالن بود حرکت کرد و انگشت اشاره اش رو روی میزش کشید پر گرد و خاک بود چشماشو بست و فوتشون کرد و میشه گفت تا حدودی تمیز شد پشتش نشست همگی با تعجب نگاهش میکردیم
هایجین.تو مگه بلدی.......و یهو حرفش با نشونه ی سکوت سوهو قطع شد و یهو همگی به بکهیون خیره شدیم که داشت آهنگ خیلی آرومی رو میخوند....شاید بگم خیلی دلنشین بود هم صداش هم آهنگی رو که میزد....هیچکس فکرشو نمیکرد بکی پسر به اون شیطونی بتونه همچین صدایی و حرفه هایی داشته باشه..
یهو زمزمه های چن و دی او شروع شد انگار با بکی همراهی میکردند ولی چرا انقد آروم یهو کریس گفت.خب اگه میخواید شما دو تا هم همراهش بخونید چرا نمیخونید و بکی که با بهت در حالی که دیگه دستاشو روی نت ها نمیگذاشت گفت.چطوره ی آهنگ سه نفره بخونیم؟؟؟..کریس.فکر خوبیه از اول شروع کنید...
بکی دوباره شروع کرد به زدن ی آهنگ آروم دیگه و یهو چن و کیونگسو همراه بکی شروع به خوندن کردن...
صداشون واقعااا قشنگ بود قشنگ تر ازونی که من فکرشو میکردم...یهو سوهو دست کوتاهی زد و پشتش همگی با هم دیگه دست زدند واقعا تحسین برانگیز بود وقتی آهنگ تموم شد سوهو ی کاغذ در آورد و بدون اینکه کسی ببینه.روی کاغذ چیزی نوشت..و اونو توی جیبش گذاشت و گفت.واقعا عالی بود...خیلی هم عالی بود شما سه تا صدای به این قشنگی داشتید و نمیگفتید؟؟؟؟......خب...خیلی ممنون
یهو اون پیانوی بی روح و بی رنگ که تقریبا سفید سفید بود به طرز عجیبی به رنگ شکلاتی و کرمی تبدیل شد خیلی عجیب بود و ی جایی دقیقا پشت پیانو نوشته شد EXO واقعا تعجب آور بود یهو هایجین پرید بغل بکی و گفت.وااااای تو صدای به این قشنگی داشتی و نمیگفتی؟؟؟؟؟
بکی خنده ایی کرد و گفت.حالا دیگه استعدادم شکوفا شد 
هایجین.هنوزم شیطنت از چشمات میباره هااااا
 یهو تائو چشمش به ی گیتار کلاسیک و قهوه ایی روشن خورد اروم برش داشت و روی صندلی نشست پاشو روی پاش گذاشت و پیک و به دست گرفت و یهو شروع کرد به زدن آهنگی پاپ همگی تعجی کرده بودیم تائو هم بلد بود گیتار بزنه؟؟؟
با این حال واقعا قشنگ میزد همگی با لبخندی بهش خیره بودیم واقعا عجیب بود که بلده آهنگی به این قشنگی بزنه یهو اینبار شیومین و سوهو بهش ملحق شدند و فقط صدای شیو و سوهو می اومد...صدای هر دوشون دلنشین بود خیلی به دل همه نشسته بود بعد از مدتی آهنگ تموم شد و دوباره سوهو برگه اشو از جیبش در آورد و چیزی رو یادداشت کرد و دوباره داخل جیبش قرار داد.....کریس دستشو گذاشت روی شونه ی تائو.واقعا کارت حرف نداشت
تائو متقابلا لبخندی زد و گفت.خیلی ممنون
یهو دیدیم که همون علامت EXO روی گیتار هم حک شد یهو لی و لوهان با هم پریدند و چشمشون به گوشه ی اتاق افتاد به سرعت سمت اونجا میدویند و یهو دو تا گیتار الکترونیک و برداشتند و بندشو انداختند روی شونه اشون و سریع شروع کردن با هم دیگه زدن ی آهنگ راک یهو سالن از غم در اومد و همه شروع کردند دست زدن همراه اهنگ یهو متوجه کای و سهون که گوشه ی اتاق داشتند ی سری حرکات موزون و مخصوصی که فکر کنم بهش هیپ هاپ میگفتند میرفتند...ناگهان چشمشون برگشت سمت لی و لوهان که داشتند با هم دیگه میخوندند...صداشون 
فوق العاده قشنگ بود صدایی آروم ولی خیلی ظریف یهو سوهو رفت و دم گوش اون دو نفر(سهون و کای)ی چیزی گفت و دوباره برگشت پیش بچه ها سهون و کای هر دو به سمت وسط سالن حرکت کردند و شروع کرد هیپ هاپ رقصیدن انگار تمام بدنشون انعطاف خاصی داشت خیلی قشنگ میرقصیدند....شاید یهترین رقصنده هایی بودند که تا حال توی عمرم دیدیم......همینجوری بهشون خیره بودیم که بعد ی مدتی آهنگ تموم شد سهون عرق روی پیشونیشو پاک کرد و کای کمی نفس نفس میزد بالاخره تحرک زیاد باعث خسته شدن میشه به طرز عجیبی و دوباره اسم EXO روی گیتار لی و لوهان حک شد
آرمی.شما ها به این قشنگی میرقصید و از ما پنهون کرده بودید....؟؟؟خدا به دووووووور کای جان تو دیگه هر شب باید برای من برقصیاااا یهو همگی زدند زیر خنده
مرلیا.سهون جان شما هم کمی از پوکریت میگیری هر روز ۲۴ ساعت و اختصاص میدی به رقصیدن برای من*___*
سهون و کای همزمان با کمی خنده.بابا چه خبره؟؟؟؟
آرمیتا و مرلی همزمان.عروسییی قمره=___=
اون چهار نفر به جمع ما ملحق شدند دستمو گذاشتم روی شونه ی لوهان.واقعااا صدای قشنگی داریاااا
لوهان.خیلی ممنون^^ و سوهو دوباره اون برگه رو از جیبش در آورد و چیزی رو یادداشت کرد یهو چانی پشت ی درام طلایی رنگ نشست و با دو تا چوب دراز و باریک مخصوصش شروع کردن به زد شاید ازون آهنگ قر آورا بود خیلی تند و قشنگ بود ریتم خاصی داشت چانی هم چشماشو بسته بود و توی غرق خوشی میزد یهو کریس با صدایی مردونه شروع کرد تند تند خوندن ی آهنگ رپ تند چانی هم باهاش همکاری میکرد با اینکه کمی صدای کریس کلفت بود ولی واقعاااا قشنگ میخوند همگی محو اون دو تا بودیم که یهو آهنگ تموم شد و روی ی قسمت بزرگی از درام دوباره EXO /حک شد....عجببببب سوهو لبخندی زد و دوباره برگه رو از داخل جیبش در آورد و چیزی رو یادداشت کرد همگی کنجکاو شده بودیم بدونیم چی داره مینویسه...
.
.
.
.
.
خب دستم شکست...اینم از این قسمت ببخشید شخصیت موکامی و ساکاماکی هارو نیوردم و بعضی از شخصیت ها داخل داستان نبودند
چون این قسمت و اخصاص داده بودم به این ۱۲ تا خب نظرات ۵۰ تا باشه کافیه ولی الله وکیلی نظر بدیدااااا فعلا با اجازه



دیدگــ^^ـآه هــا : نظراتـــــــ★
آخرین ویـــ^^ــرایش: یکشنبه 23 آبان 1395 04:42 ق.ظ




نمایش نظرات 1 تا 30